لغت نامه دهخدا
پاژنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) پاچنامه. پازنامه. پاشنامه. لقب. || قرین و همال. ( برهان ). و رجوع به پازنامه شود.
پاژنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) پاچنامه. پازنامه. پاشنامه. لقب. || قرین و همال. ( برهان ). و رجوع به پازنامه شود.
پاچنامه پاشنامه
( اسم ) ۱- نامی که پادشاهان بچاکران دهند برای تشریف وی لقب پازنامه پاچنامه پاشنامه. ۲- قرین همال.