لغت نامه دهخدا
جراندن. [ ج ِ دَ ] ( مص ) در تداول عامه، جرانیدن. جر دادن. درانیدن به درازا. ( یادداشت مؤلف ). پاره کردن. دریدن.
جراندن. [ ج ِ دَ ] ( مص ) در تداول عامه، جرانیدن. جر دادن. درانیدن به درازا. ( یادداشت مؤلف ). پاره کردن. دریدن.
در تداول عامه جرانیدن جر دادن