تقلنس تصویر معنی تقلنس مترادفها کلاه، کلاهخود لغت نامه دهخدا قلنسه. [ ت َ ق َ ن ُ ] ( ع مص ) کلاه پوشیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): قلنسه ُ فتقلنس؛ البسه ُ القلنسوة فلبسها. ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط تسربل تبرنس تقلس تبسانیدن تلقلق