چلانیدن
متضادها
کندن، جدا کردن
لغت نامه دهخدا
چلانیدن. [ چ َ دَ ] ( مص ) فشار دادن و منضغط کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چلاندن شود.
فرهنگ معین
(چَ دَ ) (مص م. ) فشار دادن، عصاره گرفتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( چلانید چلاند خواهد چلانید بچلان چلاننده جلانیده ) فشار دادن منضغط کردن عصاره گرفتن.
ویکی واژه
فشار دادن، عصاره گرفتن.