شیرفهم کردن

مترادف‌ها

فهماندن، آگاه کردن، آموزش دادن

لغت نامه دهخدا

شیرفهم کردن. [ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، جزٔبجزء توضیح دادن و روشن ساختن موضوع. به مزاح، بجای خرفهم کردن. به کنایه، خرفهم کردن. ( یادداشت مؤلف ). فهماندن با رنج و زحمت ( به معنی خرفهم کردن، منتهی به لسان مؤدب تر ): «پس از دو ساعت گفتگومطلب را به او شیرفهم کردم ». ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(فَ. کَ دَ ) (مص م. )(عا. )فهماندن مطلب به شخص کُند ذهن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فهماندن با رنج و زحمت ( به معنی خر فهم کردن منتهی بلسان مودب تر ): پس از دو ساعت گفتگو مطلب را به او شیر فهم کردم.

ویکی واژه

(عا.)
فهماندن مطلب به شخص کُند ذهن.

جمله سازی با شیرفهم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 معلم با صبر و حوصله بسیار زیاد، سعی کرد تا مفاهیم پیچیده و دشوار ریاضی را برای دانش‌آموزان شیرفهم کند تا در امتحان نهایی با موفقیت کامل ظاهر شوند.

💡 مدیر شرکت در جلسه هیئت مدیره تلاش کرد تا استراتژی‌های جدید اقتصادی را برای تمامی کارکنان شیرفهم کند تا همه با همگامی کامل مسیر جدید را طی کنند.

💡 نویسنده با استفاده از مثال‌های ملموس و زبان بسیار ساده، توانست مسائل فلسفی عمیق را برای خوانندگان عام شیرفهم کند و آن‌ها را با موضوع همراه سازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران