بیرون خزیدن

لغت نامه دهخدا

بیرون خزیدن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) برون خزیدن. بیرون جستن. بیرون خیزیدن. پلقیدن:
از کجا اندر خزیدستی درین بی در حصار
همچنان یک روز اینجا ناگهان بیرون خزی.ناصرخسرو.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز