لغت نامه دهخدا
اشیاف مرقالیا. [ اَش ْ ف ِ ؟ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) محلل. گمان میکنم جالینوس مبتکر آنست، چه آنرا درقراباذین کبیر دیدم، و صاحب التصریف آنرا به حنین بن اسحاق نسبت داده است و من گمان نمیکنم ازآن خود حنین باشد بلکه وی آنرا ترجمه کرده است و آن برای ظلمت و مواد متحلب و دردها و قرحه های مزمن و مبتلای به اکحال و جرب و طول رمد و جز اینها نافع است. ( از تذکره ٔداود ضریر انطاکی ). و رجوع به ص 50 همان کتاب شود.