پرپایه
مترادفها
استوار، محکم، مستدل
متضادها
بیپایه، سست
لغت نامه دهخدا
پرپایه. [ پ ُ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) جانوریست که آنرا هزارپایه میگویند و بعربی شبث خوانند. ( برهان ). یعنی هزارپای و معنی ترکیبی بسیارپاست. ( رشیدی ). هزارپا. || جانورکی پردست و پا که عوام آنرا خرخدا گویند. ( برهان ). پُرپا.
فرهنگ معین
(پُ یِ ) (اِمر. ) هزارپا.
فرهنگ عمید
= هزارپا
ویکی واژه
هزارپا.