لغت نامه دهخدا
وشکولیدن. [ وِ دَ ] ( مص ) وشکلیدن. مصدر وشکول است به معنی جلد و چابک و هوشیار و قوی شدن. ( انجمن آرا ). جلدی نمودن در کار. جلدی و چستی و چابکی کردن در کارها. ( برهان ). به جلدی و تندی و چابکی و هوشیاری و زرنگی و نیکویی کاری را کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وشکول و وشکلیدن و وشکردن شود.