(وَ غُ لُ بِ دَ )(حامص. ) ورقلمبیدن، ورغلنبیدن، ورم کردن، دچار برآمدگی و قوز شدن.
= ورقلمبیدن
ورقلمبیدن، ورغلنبیدن؛ ورم کردن، دچار برآمدگی و قوز شدن.