لغت نامه دهخدا
مستعذب. [ م ُ ت َ ذِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعذاب. آب شیرین و پاکیزه خوراننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آب و طعام پاکیزه و شیرین یابنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استعذاب شود.
مستعذب. [ م ُ ت َ ذِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعذاب. آب شیرین و پاکیزه خوراننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آب و طعام پاکیزه و شیرین یابنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استعذاب شود.
(مُ تَ ذَ ) [ ع. ] (اِمف. ) گوارا و شیرین یافته.
گوارا، مطبوع و خوشایند.
( اسم ) آب شیرین و گوارا یابنده ( خواهنده نوشاننده ) جمع: مستعذبین.
گوارا و شیرین یافته.