استعذاب

لغت نامه دهخدا

استعذاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )آب شیرین و پاکیزه خورانیدن. || پاکیزه شمردن. || پاکیزه و شیرین یافتن. ( منتهی الارب ). || خوش آمدن آب و دیگر چیزها. ( تاج المصادر بیهقی ). خوش پنداشتن آب را. خوش آمدن آب و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ). || آب خوش کشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گذاشتن. ( منتهی الارب ): استعذب عن الشی ٔ؛ کف و ترکه. ( قطر المحیط ).

جمله سازی با استعذاب

💡 قـبل از ايشان هم قوم نوح و احزابى كه بعد از ايشان بودند آيات خدا را تكذيب كردند وهـر امـتـى قـصـد جـان پـيـامـبـر خـود كـرد تـا او را بـگـيـرنـد و بـا حـربـهبـاطل عليه حق مجادله كردند تا حق را از بين ببرند و من ايشان را گرفتم و چه عجيب استعذاب (5).

💡 و به همين مناسبت بود كه آيه تهديد را كه متضمن صريح قضاى در عذاب است با جمله(و ربك الغفور ذو الرحمة ) افتتاح نموده تا به وسيله آن دو وصفى كه در آن استعذاب معجل را تعديل نمايد و اصل عذاب را مسلم كند تا حق گناهان مقتضى عذاب رعايت شدهباشد و حق رحمت و مغفرت خدا را هم رعايت كرده باشد و به آن خاطر عذاب را تاخير اندازد.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز