قفا برنهادن
مترادفها
پشت کردن، روگردانی، بیتوجهی کردن
متضادها
رو کردن
لغت نامه دهخدا
قفا برنهادن. [ ق َ ب َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پس گردنی زدن: مرا قفا چند برنهاده بیرون کردند. ( تاریخ طبرستان ). پیش او تظلم کرد سلام او را قفائی چند بر فرمودنهاد. ( تاریخ طبرستان ). و رجوع به قفا خوردن شود.
جمله سازی با قفا برنهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی او متوجه شد که تمام تلاشهای چندین سالهاش بینتیجه مانده است، تصمیم گرفت قفا برنهادن به گذشته را انتخاب کند و به دنبال آیندهای روشنتر برود.
💡 در میانهی آن بحث تند و پر از تنش، او ترجیح داد قفا برنهادن به گفتگو را پیشه کند و بدون هیچ توضیحی از اتاق خارج شود.
💡 گاهی اوقات برای حفظ آرامش روانی، لازم است که انسان قفا برنهادن به افرادی که تنها باعث رنج و ناراحتی او میشوند را تمرین کند.