تبرا نمودن

لغت نامه دهخدا

تبرا نمودن. [ ت َ ب َرْ را ن ُ / ن ِ /ن َ دَ ] ( مص مرکب ) دوری نمودن. بیزاری نمودن. تبرا کردن: از هیبت شمشیر این دو پادشاه نامداردر اقاصی و ادانی جهان گرگ از تعرض آهو تبرا نمود وطیهو بذمت باز تولا ساخت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 12 ). رجوع به تبرا و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

دوری نمودن بیزاری نمودن تبرا کردن.

جمله سازی با تبرا نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كلمه (عكوف ) به معناى اقبال و روى آوردن و ملازمت نمودن آن به چيزى است برسبيل تعظيم.

💡 نتيجه شوم ديگرى كه عمر، از اين شورا گرفت، منحرف نمودن زبير از على (ع ) بود.زيرا زبير عمه زاده على و از ياران و معتقدين امام (ع ) بود و در روز سقيفه، به حمايت ازعلى، شمشير كشيد و در تشييع جنازه حضرت زهرا(ع ) شبانه شركت داشت.

💡 644 - امام موسى بن جعفر عليه السلام در وصيتش به يكى از فرزندان خود فرمود:از سستى كردن و بى قراى نمودن بر حذر باش زيرا اين دو جلو بهره دنيوى و اخروىتو را مى گيرند.

💡 O تحويل وعرضه نمودن عقائد خود به اولياى خدا، اگر براى ارزيابى واصلاح ويا كسب اطمينان باشد، بسيار پسنديده است، چنانكه حضرت عبدالعظيم حسنى عقائد خود را به امام هادى عليه السلام عرضه كرد. امّا اگر عرضه عقائد رياكارانه باشد، (مانند مخاطبين اين آيه )، جاى سرزنش وتوبيخ است.

💡 (معلوم شد كه آن حضرت براى آرام كردن و نوازش نمودن كودك، نمازش را سريع انجامداده است ).(65)

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز