عر و تیز کردن
مترادفها
تیز کردن، برنده کردن، صیقل دادن
متضادها
کند کردن، کُند ساختن
لغت نامه دهخدا
عر و تیز کردن. [ ع َرْ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سر و صدا و داد و بیداد راه انداختن. هارت و پورت کردن. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). عربده کشیدن و بد حرفی کردن، و آن بر سبیل استهزاء و تمسخر گفته می شود چنانکه گویند: مرتباً داد میزد و عر و تیز می کرد، می پنداشت من از اوترس دارم. ( از فرهنگ عوام ). || هیاهو و اشتلم و اظهار خشم کردن. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(عَ رُّ. زú کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) عربده کشیدن، سر و صدا راه انداختن.
ویکی واژه
(عا.)
عربده کشیدن، سر و صدا راه انداختن.