لغت نامه دهخدا
شهلنگ. [ ش َ ل َ ] ( اِ ) ریسمان تاب را گویند و آن شخصی است که ریسمان و طناب و خیمه و امثال آن می تابد، و بعربی لواف گویند. ( برهان ). شالنگی. ( رشیدی ) ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شالنگی شود.
شهلنگ. [ ش َ ل َ ] ( اِ ) ریسمان تاب را گویند و آن شخصی است که ریسمان و طناب و خیمه و امثال آن می تابد، و بعربی لواف گویند. ( برهان ). شالنگی. ( رشیدی ) ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شالنگی شود.
موتاب، ریسمان تاب.