اخثار

لغت نامه دهخدا

اخثار. [ اِ ] ( ع مص ) سطبر و جغرات گردانیدن شیر را. کلچانیدن. || اخثار زَبد؛ مسکه را فسرانیدن، یعنی ناگداخته گذاشتن. بناگداختن مسکه. ( تاج المصادر بیهقی ).
- امثال:
مایدری ا یخثر ام یذیب؛ درباره کسی گویند که بیرون شد کار نداند و مترددباشد.

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز