یسروع

لغت نامه دهخدا

یسروع. [ ی ُ ] ( ع اِ ) اسروع. ( یادداشت مؤلف ) ( منتهی الارب ). کِرمی که در میان تره بود. ج، یساریع. ( مهذب الاسماء ). کرمی است در ریگ که تن سپید و سر سرخ دارد و انگشت خضاب کرده سرانگشت را عرب بدان تشبیه کند. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اسروع شود.

فرهنگ فارسی

اسروع کرمی که در میان تره بود

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز