گمیزیدن
لغت نامه دهخدا
گمیزیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) شاشیدن. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(گُ دَ ) (مص ل. ) شاش کردن.
فرهنگ عمید
= شاشیدن
فرهنگ فارسی
شاش کردن، شاشیدن
( مصدر ) شاشیدن گمیختن.
شاشیدن.
گمیزیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) شاشیدن. ( آنندراج ).
(گُ دَ ) (مص ل. ) شاش کردن.
= شاشیدن
شاش کردن، شاشیدن
( مصدر ) شاشیدن گمیختن.
شاشیدن.