گلو افشار

لغت نامه دهخدا

گلوافشار. [ گ ُ / گ َ اَ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از گلو افشاردن. || ( حامص مرکب ) ازگلو افتادن. خفه کردن. کشتن بی ذبح: المخنقة؛ گوسفندی که به گلوافشار کشته شود. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

لغت فارسی از گلو افشاردن. از گلو افتادن خفه کردن کشتن بی ذبح

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز