فرهنگ معین
(خَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) کنایه از: جوانی که تازه مو بر صورتش روییده.
(خَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) کنایه از: جوانی که تازه مو بر صورتش روییده.
( صفت ) جوان سبز خط.
کنایه از: جوانی که تازه مو بر صورتش روییده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طوطی خط فستقیت بر عناب حلقه زده و گردِ شکر بگرفته
💡 ای تتق بسته از تیره شب بر قمر طوطی خطّت افکنده پر بر شکر
💡 بتی کو طوطی خطّش بدیدی دلش در بر چو مرغی میتپیدی
💡 هش دار که این ساعت طوطی خط سبزت میآید و میجوشد تا بر شکرت افتد
💡 لوح تعلیم ز آیینه به پیشش مگذار طوطی خط تو در مشق سخن استادست
💡 چو طوطی خط تو بر دهانت کسی بر نقطه صد برهان ندارد