کناشه

لغت نامه دهخدا

( کناشة ) کناشة. [ ک ُن ْ نا ش َ ] ( ع اِ ) بیخ که از آن شاخها برآید. ج، کناشات. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بیخ و اصلی که از آن شاخه ها و فرع ها روید. ج، کناشات. ( ناظم الاطباء ). اصول که ازآن فروع منشعب شود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

بیخ که از آن شاخها بر آید. جمع کناشات. بیخ و اصلی که از آن شاخه ها و فرع ها روید ٠

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز