کشیک داشتن
مترادفها
نگهبانی دادن، شیفت بودن، مراقبت کردن
متضادها
مرخص بودن، استراحت کردن
لغت نامه دهخدا
کشیک داشتن. [ ک َ / ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نوبت دار بودن. نوبت پاسبانی داشتن. کشیک و پاسبانی امری را به عهده داشتن برای مدت معینی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نگهبان بودن پاسدار بودن: ( خود در حرم اقامت نموده کشیک میداشتند )
جمله سازی با کشیک داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نگهبانان شبانه مسئولیت سنگینی دارند و باید تمام مدت در پستهای تعیین شده کشیک داشتن و از امنیت ساختمان در برابر هرگونه نفوذ غیرمجاز محافظت کنند.
💡 در زمان برگزاری مراسمهای بزرگ ملی، نیروهای امنیتی باید در تمام نقاط حساس شهر کشیک داشتن تا از بروز هرگونه هرجومرج یا حادثه ناگواری جلوگیری شود.
💡 کارگران بخش شیفت شب در بیمارستانها موظف هستند به طور مداوم کشیک داشتن و آماده پاسخگویی به هرگونه وضعیت اضطراری یا نیازهای فوری بیماران باشند.