کج مکج

لغت نامه دهخدا

کج مکج. [ ک َ م َ ک َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) کج. معوج. ( فرهنگ فارسی معین ). کج مج. رجوع به کج مج شود. || آنکه فصیح نباشد و کلمات را نیکو ادا نکند. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( ق مرکب ) بطور کج و معوج. کجکی. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کج مج شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) کج معوج. ۲ - آنکه فصیح نباشد و کلمات را نیکو ادا نکند. ۳ - بطور کج و معوج کجکی: [ کج مکج میرود این چرخ بسی بی تاب است پشت آیین. افک مگر سیما بست ]. ( سالک یزدی )

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز