لغت نامه دهخدا
چماله. [ چ ُ ل َ / ل ِ ] ( ص ) در تداول عامه، به معنی پارچه یا لباس یا کاغذ ناصاف و پرچین و چروک. پارچه یا کاغذ درهم مالیده و در هم فشرده. مُچاله. مقابل صاف و صوف. و رجوع به مُچاله و چماله کردن شود.
چماله. [ چ ُ ل َ / ل ِ ] ( ص ) در تداول عامه، به معنی پارچه یا لباس یا کاغذ ناصاف و پرچین و چروک. پارچه یا کاغذ درهم مالیده و در هم فشرده. مُچاله. مقابل صاف و صوف. و رجوع به مُچاله و چماله کردن شود.
(چُ لِ ) (ص. ) (عا. ) پارچه یا لباس ِ چین و چروک دار.
(عا.)
پارچه یا لباس ِ چین و چروک دار.