چفت کردن
مترادفها
بستن، محکم کردن
متضادها
باز کردن
لغت نامه دهخدا
چفت کردن. [ چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در را با زنجیر بستن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چفت شود. || محکم کردن و سفت کردن ( در تداول روستائیان خراسان ). || کنایه از خموش شدن و پرگوئی نکردن و حرف مفت نزدن. ( در تداول روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ).
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) ۱ - بستن در. ۲ - محکم کردن، سفت کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بستن در متصل کردن چیزی بچیز دیگر. ۲ - محکم کردن سفت کردن.
در را با زنجیر بستن. یا محکم کردن و سفت کردن. یا کنایه از خموش شدن و پر گوئی نکردن و حرف مفت نزدن.
ویکی واژه
بستن در.
محکم کردن، سفت کردن.