پیل پیلی خوردن
لغت نامه دهخدا
پیل پیلی خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) ( فعل اتباعی ) از هر سوی مایل بسقوط گردیدن هنگام رفتن، چنانکه مستی طافح. چون مستان گاه رفتن گاهی بسویی و گاهی بدیگر سوی متمایل شدن. پیل پیلی رفتن.
فرهنگ معین
(خُ دَ ) (مص ل. ) تلوتلو خوردن در راه رفتن، به چپ و راست مایل شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) رفتن بطوری که از چپ و راست مایل بسقوط باشند مانند مستان بچپ و راست مایل شدن در حرکت پیل پیلی رفتن.
ویکی واژه
تلوتلو خوردن در راه رفتن، به چپ و راست مایل شدن.