دوش خوردن
مترادفها
حمام کردن، استحمام کردن
لغت نامه دهخدا
دوش خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) لطمه بر پشت خوردن. ( ناظم الاطباء ). مرادف پهلو خوردن. ( آنندراج ). تنه خوردن:
دوشی نخورد قصرشهان خانه بدوشم
سرحلقگی از ماست ولی حلقه بگوشم.ظهوری ( از آنندراج ).گاهی که کند ماه تهی پهلویی
زآن است که خورده دوشی از قندیلش.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
لطمه بر پشت خوردن.
جمله سازی با دوش خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هنگام صداگذاری به "فریاد" بود که آنتونیونی با "مونیکا ویتی" ستارهٔ آیندهٔ فیلمهایش آشنا شد و به او دل بست. برای دو سال بود که آنتونیونی نمیتوانست تهیهکنندهای برای فیلمهایش بیابد تاکه سر انجام در سال ۱۹۵۹ سرمایهگذاری را برای فیلم جدید خود "ماجرا" پیدا نمود. اما پیش از آنکه ساختن "ماجرا به پایان رسد این فیلم به آستانهٔ ازمیان رفتن رسید چراکه سرمایهگذار بیپول و پلای آن از پشتیبانی فیلم در میانهٔ فیلمبرداری دست کشید. به گفتهٔ آنتونیونی "کار به جایی رسیده بود که ما دیگر غذایی برای خوردن هم نداشتیم تعدادی از کارگران فیلم ما را رها کردند و اگرچه ما توانستیم به جایشان دستهای دیگر را به کار گیریم اما آنها نیز ما را به خود واگذاشتند و رفتند. من بیست هزار متر فیلم داشتم و هنرپیشههایم با من ماندند. پس من خود دوربین به دوش برده و فیلمبرداری را ادامه دادم" سرانجام تهیهکنندهای دیگر برای فیلم پیدا شد.