پوفه
مترادفها
کوسن
لغت نامه دهخدا
پوفه. [ ف ف َ ] ( اِصوت ) پوف. رجوع به پوف شود. || ( اِ ) در تداول شیرخوارگان هر خوردنی و آشامیدنی گرم و احیاناًسرد چون آش و پلو و چای و جز آن. بوف. بوفه. پوف.
جمله سازی با پوفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای چیدمان مدرن و راحتتر اتاق نشیمن، خرید چند پوفه با رنگهای متناسب با دکوراسیون داخلی، ایده بسیار خوبی برای پذیرایی از مهمانان است.
💡 او ترجیح میدهد هنگام مطالعه کتابهای طولانی و جذاب، روی یک پوفه نرم و راحتی در گوشه اتاق لم بدهد و از آرامش لذت ببرد.
💡 دکوراسیون داخلی کافه جدید با استفاده از پوفههای چرمی بزرگ و صندلیهای بسیار سبک، فضایی بسیار صمیمی و دوستانه برای مشتریان ایجاد کرده است.