لغت نامه دهخدا
بوفه. [ ف ِ ] ( فرانسوی، اِ ) محل فروش نوشابه و مواد خوراکی در رستورانها و اماکن عمومی. || جای غذا خوردن در باشگاهها، تماشاخانه ها، ایستگاههای راه آهن و غیره. || قفسه چوبی یا فلزی که لوازم سفره را در آن جای دهند. ( فرهنگ فارسی معین ).
بوفه. [ ف ِ ] ( فرانسوی، اِ ) محل فروش نوشابه و مواد خوراکی در رستورانها و اماکن عمومی. || جای غذا خوردن در باشگاهها، تماشاخانه ها، ایستگاههای راه آهن و غیره. || قفسه چوبی یا فلزی که لوازم سفره را در آن جای دهند. ( فرهنگ فارسی معین ).
(فِ ) [ فر. ] ( اِ. )۱ - قفسة ظروف، چینی جا (فره ). ۲ - محل فروش نوشابه و خوراکی در مکان های عمومی.
۱. محل مخصوص برای فروش مواد خوراکی، از قبیل نوشابه ها، تنقلات در مکان های عمومی چون مدرسه، اداره، هتل، سینما، و مانندِ آن.
۲. کمد یا قفسه ای با در شیشه ای که ظروف و وسایل زینتی را در آن قرار می دهند.
۱ - محل فروش نوشابه و مواد خوراکی در رستورانها و اماکن عمومی. ۲ - جای غذا خوردن در باشگاهها تماشاخانه ها ایستگاههای راه آهن و غیره. ۳ - قفسه ای چوبی یا فلزی که لوازم سفره را در آن جای دهند.
{buffet} [گردشگری و جهانگردی] محلی برای فروش غذا و نوشابه در مکان های عمومی
dispensa
قفسة ظروف، چینی جا (فره)
محل فروش نوشابه و خوراکی در مکانهای عمومی.
💡 پس از ورشکستگی کنج برگر و حدود ۷۰۰ هزار تومان بدهی، او بوفه مدرسهای را اجاره کرد و دوباره مشغول به کار شد. کارش در بوفه مدرسه به خوبی پیش میرفت و از آنجایی که او از همان ابتدا رویای راهاندازی یک بیزنس زنجیرهای مانند مکدونالد را داشت، تصمیم گرفت بوفه سایر مدارس را هم اجاره کند.
💡 بابک بختیاری در زمان بیکاری به خرید و فروش لوازم اداری پرداخت تا در نهایت از کار بوفه مدرسه کنارهگیری کرد.
💡 این مجموعه با مساحت حدود ۲۰۰۰متر مربع در قسمتی از طبقه چهارم و پنجم شامل سالن کنفرانس و غرفههای نمایشگاهی در نظر گرفته شدهاست. و ۴ سالن اختصاصی جلسات و مشاوره، بوفه صبحانه، مرکز مالی و فاینانس، آژانسهای هواپیمایی و مسافرتی صرفاً جهت سرویس دهی به برج در نظر گرفته شدهاست.