صحاک

لغت نامه دهخدا

صحاک. [ ص ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاه ولی بخش مرکزی شهرستان شوشتر مرکز دهستان کنار شمال باختری رود دز. 360هزارگزی جنوب باختری شوشتر، 33هزارگزی جنوب باختری اتومبیل رو دزفول به شوشتر. دشت، گرمسیر، سکنه آن 300 تن. آب آنجا از کارون. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت. راه در تابستان اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان شاه ولی بخش مرکزی شهرستان شوشتر

جمله سازی با صحاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست دو زلف افعی صحاک و چهره جام جمست

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز