واسپردن

مترادف‌ها

سپردن، امانت دادن

متضادها

گرفتن، دریافت کردن

لغت نامه دهخدا

واسپردن. [ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رد کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ).

فرهنگ معین

(س پُ دَُ ) (مص م. ) رد کردن، تأدیه کردن.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) باز سپردن رد کردن تادیه کردن.
رد کردن.

ویکی واژه

رد کردن، تأدیه کردن.

جمله سازی با واسپردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر شرکت تصمیم گرفت تمام مسئولیت‌های حساس پروژه‌ی جدید را به کارمند باتجربه و قابل اعتماد خود واسپردن تا روند کار با دقت بیشتری پیش برود.

💡 در فرهنگ سنتی ما، اهمیت زیادی برای واسپردن امانت‌ها به افراد امانت‌دار و درستکار قائل هستند تا هیچ‌گاه آسیبی به دارایی‌های افراد وارد نشود.

💡 او ترجیح داد تمام نگرانی‌های ذهنی و دغدغه‌های روزمره خود را به خداوند واسپردن و با قلبی مطمئن به مسیر زندگی پر فراز و نشیب ادامه دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران