هرت کردن
مترادفها
عجله کردن، شتاب کردن، سرعت گرفتن
متضادها
آرام کردن، کند کردن، تامل کردن
لغت نامه دهخدا
هرت کردن. [ هَُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به کام کشیدن آش یا آب یا هر خوردنی روان با آوازی کم. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هرت و هرت کشیدن شود.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) کشیدن آش یاغذای مایع دیگر ازکاسه یاقاشق بدهان باصدای اندک.