افت کردن
مترادفها
افتادن، سقوط کردن، پایین آمدن
متضادها
بالا رفتن، صعود
لغت نامه دهخدا
افت کردن. [ اُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کم شدن وزن چیزی، مانند حبوب و غلات و جز آن. وزن چیزی کم شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). و رجوع به افت شود.
فرهنگ فارسی
کم شدن وزن چیزی مانند حبوب و غلات و جز آن
جمله سازی با افت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مرتب کردن این دو معادله، معادلات شیب افت به دست می آیند.