نچ نچ کردن
مترادفها
وراجی کردن، پرحرفی کردن
لغت نامه دهخدا
نچ نچ کردن. [ ن ُ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول،تأسف خوردن بر کاری که دیگری کرده است و تأیید نکردن آن. || مِن مِن کردن. خرده گیری کردن.
فرهنگ معین
(نُ نُ. کَ ردَ ) (مص ل. ) ۱ - تأسف خوردن بر هر کاری. ۲ - خرده گیری کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تاسف خوردن برکاری که دیگری انجام داده.۲ - قبول نکردن. ۳ - خرده گیری کردن.
ویکی واژه
تأسف خوردن بر هر کا
خرده گیری کردن.