تسخر کردن
مترادفها
مسخره کردن، استهزا کردن، ریشخند کردن
متضادها
احترام گذاشتن، تکریم کردن، ستودن، بزرگداشت
لغت نامه دهخدا
تسخر کردن. [ ت َ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مسخره کردن. استهزاء کردن. ( ناظم الاطباء ). ریشخند کردن:
بر همه ی ْ تسخر کنان اهل خیر
بر همه ی ْ کافر دلان اهل دیر. مولوی.و رجوع به تَسخَر و تَسَخﱡر در همین لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مسخره کردن کسی راریشخند کردن
جمله سازی با تسخر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این گفت به طعنه که مرا جوع بقا برد آن گفت به تسخر که مرا روزه فنا کرد
💡 گیرند و زرت به سخره بستانند آنان که توشان همی کنی تسخر
💡 باشد ز توام مفخر فارغ شدم از دلبر از طعنه و از تسخر ای مه تو که را مانی
💡 وآن دگر تسخر زدی کز جزر و مد گوهر آوردست کی ارزان دهد
💡 اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید بود انصاف و انصاف آن پسندد
💡 زنم فردا بتو تسخر من، امروز زنی بر من اگر تو تسخر ای شیخ
💡 نباید اجازه داد که افراد ناآگاه با تسخر کردن به باورهای مذهبی یا فرهنگی دیگران، باعث ایجاد شکافهای اجتماعی و درگیریهای بیمورد در جامعه شوند.
💡 در محیطهای آموزشی، تسخر کردن به پرسشهای دانشآموزان میتواند اعتماد به نفس آنها را تخریب کرده و مانع از مشارکت فعال آنها در کلاس شود.
💡 شخصیتهای منفی در بسیاری از رمانهای کلاسیک، معمولاً با تسخر کردن به ضعفهای دیگران، سعی در نشان دادن برتری کاذب و خودشیفتگی خود دارند.