لغت نامه دهخدا
نعت کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توصیف و تعریف کردن. ستایش کردن:
مکن نعتش بدانگونه که ذاتش منفعل گردد
چنان کز کمترین قصدی بگاه فعل ذات ما.ناصرخسرو.
نعت کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توصیف و تعریف کردن. ستایش کردن:
مکن نعتش بدانگونه که ذاتش منفعل گردد
چنان کز کمترین قصدی بگاه فعل ذات ما.ناصرخسرو.
توصیف و تعریف کردن. ستایش کردن.
💡 که داند نعت روی تو به مهر خاوری کردن که داند وصف قد تو بسرو کشمری کردن