نواجل

مترادف‌ها

مصیبت‌ها، بلاها، گرفتاری‌ها، سختی‌ها

متضادها

نعمت، آسایش، سعادت

لغت نامه دهخدا

نواجل. [ ن َ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) شتران که گیاه هرم و شکسته های برگ آن خورند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شترانی که گیاه نجیل ویا برگهای خردشده آن را می خورند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شتران که گیاه هرم و شکسته های برگ آن خورند. شترانی که گیاه نجیل و یا برگهای خرد شده آن را می خورند ٠

کلمات مرتبط