لغت نامه دهخدا
نجم مشهدی. [ ن َ م ِ م َ هََ ] ( اِخ ) به روایت مجالس النفایس جامه بافی میکرده است. او راست:
سرم آن به که ز سودای تو در پا باشد
چون ندیدم سر آنت که سر ما باشد.
( از مجالس النفایس ترجمه حکیم شاه محمد قزوینی ص 254 ).
نجم مشهدی. [ ن َ م ِ م َ هََ ] ( اِخ ) به روایت مجالس النفایس جامه بافی میکرده است. او راست:
سرم آن به که ز سودای تو در پا باشد
چون ندیدم سر آنت که سر ما باشد.
( از مجالس النفایس ترجمه حکیم شاه محمد قزوینی ص 254 ).
بروایت مجالس النفایس جامه بافی میکرده است