جامه بافی

لغت نامه دهخدا

جامه بافی. [ م َ / م ِ] ( حامص مرکب ) عمل جامه باف. نساجة. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

شغل و عمل جامه باف.

جمله سازی با جامه بافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سحرگاهان که باد از سوی گل عنبرفشان آید چو گل جامه درم کانم ز گل بوی نشان آید

💡 رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: اين براى هيچ پيغمبرى سزاوار نيست كه بعداز آن كه جامه رزم به تن كرد، درآورد، بايد كار جنگ را تمام كند، آن گاه لباس رزم راترك گويد.

💡 اما پیش از اکه از ان عبور کنند پیکره‌ای جامه به تن راهشان را سد کرد.

💡 پادشاهی جامه‌ای بر قامت رعنای اوست چون قبای دلبری بر قامت رعنای یار

💡 گُل جامه چاک کرده و نرگس فتاده مست وز عندلیب در چمن افتاده غلغله

💡 و از اينجا روشن مى شود كه آيه چنان مفهوم وسيعى دارد كه تمام مؤ منان راستين را در هرعصر و هر زمان شامل مى شود، چه آنها كه جامه شهادت در راه خدا بر تن پوشيدند و چهآنها كه بدون هيچگونه تزلزل بر سر عهد و پيمان با خداى خويش ايستادند و آماده جهادو شهادت بودند.

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز