ناورزیدنی

مترادف‌ها

شکست‌ناپذیر، مغلوب‌ناشدنی

متضادها

تسلیم‌پذیر، مغلوب، رام

لغت نامه دهخدا

ناورزیدنی. [ وَ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل ورزیدن نیست. مقابل ورزیدنی. رجوع به ورزیدنی شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران