لغت نامه دهخدا
مولوق. [ م َ ] ( ع ص ) مرد گرفتار به اولق که نوعی از دیوانگی است. ( ناظم الاطباء ).
مولوق. ( اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور، واقع در 12هزارگزی جنوب نیشابور با 119 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).