لغت نامه دهخدا
چک کشی. [ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) اصطلاحی در امور بانکی. گرفتن پول از حساب شخصی بوسیله چک یا حواله دادن پولی بکسی بدان وسیله. داد و ستدهای بانکی بوسیله چک. چک نویسی.
چک کشی. [ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) اصطلاحی در امور بانکی. گرفتن پول از حساب شخصی بوسیله چک یا حواله دادن پولی بکسی بدان وسیله. داد و ستدهای بانکی بوسیله چک. چک نویسی.
گرفتن پول از حساب شخصی بوسیل. چک چک نویسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان زنده است شمع که میرد بپای دوست گر سر کشی سرش از تن جدا کنند
💡 باز از چه کشیدی خط زنگار برابرو افزون کشی امروزکه تیغت به نیام است
💡 در دین چه نهی پای و به دنیا چه کشی دست ظاهر چه کنی آه و به باطن چه زنی راه
💡 من عمر خود به خار کشی صرف کرده ام زان وجه گرم روی نمایم به مردمان
💡 وانگه گوئی دراز تا چند کشی با عشق بگو که همچنین میکشدم