زیر بر
لغت نامه دهخدا
زیربر. [ ب ُ ] ( نف مرکب )کنایه از کیسه بر باشد. || شخصی را نیز گفته اند که بظاهر خود را دوست وانماید و در باطن دشمن باشد. ( برهان ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). بمجاز، محیل و مکار و موذی و حیله ور. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
این خیره کشی است مارسیرت
و آن زیربری است موش دندان.خاقانی.
فرهنگ فارسی
کنایه از کیسه بر باشد. یا شخصی را نیز گفته اند که بظاهر خود را دوست وانماید و در باطن دشمن باشد.
جمله سازی با زیر بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عناوین زیر بر روی برچسب برترین عناوین برای پلیاستیشن منتشر شده است.
💡 موارد زیر بر مبنای اطلاعات درجشده در وبسایت تیدال هستند.
💡 ببحر وحدت در رو بنالهٔ بم و زیر بر آر از ته جان لا اله الا الله
💡 گیرایی کمند تو، میآردش به زیر بر بام چرخ اگر چو مسیحا رود کسی
💡 ز آن ملک را چون کبوتر بر درش زیر بر خط امان بست آسمان
💡 چون ننوازی مرا چو چنگ که عطار هر نفسی نالهای چو زیر بر آورد