منعرج

لغت نامه دهخدا

منعرج. [ م ُ ع َ رِ ] ( ع ص ) خمیده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آفتاب خمنده به سوی مغرب و میل کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آفتاب به سوی مغرب میل کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انعراج شود.
منعرج. [ م ُ ع َ رَ ] ( ع ص ) خمیده. || خم وادی بر راست و چپ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ):
کان لم یرد ماء بمنعرج اللوی
و لاظنها یوماً ظلال خیام.( از ترجمه محاسن اصفهان ).

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز