منصرح

مترادف‌ها

جدا شده، گسسته، جداگانه

متضادها

پنهان، مبهم، مستور

لغت نامه دهخدا

منصرح. [ م ُ ص َ رِ ] ( ع ص ) پیدا و آشکار شونده.( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). پیداو آشکار شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انصراح شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران