منخزع

لغت نامه دهخدا

منخزع. [ م ُ خ َ زِ ] ( ع ص ) بریده گردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). بریده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || خمیده گشته از بسیاری عمر و یا از ضعف. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انخزاع شود.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز