لغت نامه دهخدا
منتکث. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) لاغر و نزار. || ریسمان گسسته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) || پیمان و عهد شکسته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || آنکه از حاجت خود به سوی دیگر بر می گردد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتکاث شود.