مقبوحه

مترادف‌ها

ناپسند، زشت، نکوهیده

متضادها

پسندیده، زیبا، نیکو، ستوده

لغت نامه دهخدا

( مقبوحة ) مقبوحة. [م َ ح َ ] ( ع ص ) مؤنث مقبوح. و رجوع به مقبوح شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران