لغت نامه دهخدا
مستنتل. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) پیش شونده از صف. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آمادگی کننده کار. ( از منتهی الارب ). آماده شونده برای امری. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنتال شود.
مستنتل. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) پیش شونده از صف. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آمادگی کننده کار. ( از منتهی الارب ). آماده شونده برای امری. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنتال شود.